◦•●◉✿ نغمـه های امیـــــر✿◉●•

 ـــــــ۸ـﮩـامـــــــــیرﮩ۸ــ♥️ــ۸ـﮩــنغمه ساداتـــــ۸ـﮩـــــ.

◦•●◉✿ نغمـه های امیـــــر✿◉●•

N/sara
◦•●◉✿ نغمـه های امیـــــر✿◉●•  ـــــــ۸ـﮩـامـــــــــیرﮩ۸ــ♥️ــ۸ـﮩــنغمه ساداتـــــ۸ـﮩـــــ.

سلام عزیزم خوبی صبحت بخیر ، پیامت خوندم وقت برای تو همیشه داشتم دلم همیشه برات تنگ میشد حتی وقتی کنارم بودی اینقدر دوستت داشتم ودارم که هیچ وقت نتونستی درک کنی اینقدر کنارت بودم که به قول خودت زیاد که باشی زیادی میشی شده بودم برای اینکه تو باهام باشی و کنارم باشم از هر دری حرف میزدم سکوت نمی کردم اگه یکدفعه سکوت می کردم توام سکوت می کردی یعنی تو حرفی برای گفتن نداشتی دوست داشتم توام دنبال منو بدوی نه همش من دنبال تو باشم سراغت بگیرم ترس از دست دادنت داشتم ترس حرف زدن با دخترای دیگه چون بارها دیده بودم می ترسیدم ترکم کنی اوایل خیلی بهت اطمینان داشتم خودت باعث شدی که این اطمینان کمرنگ بشه من واقعی دوستت داشتم ودارم تو تجربه ی شیرین عشق بودی ولی با وجود تمام شیرینیش من خیلی درد کشیدم دلم میخواست تو رو ببینم ولی تو دریغ کردی به زور یه صدا ازت داشتم ولی با این وجود دوستت دارم اول صبح بقدری دلتنگت بودم که اومدم برات پیام بذارم



تاريخ : شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ | 3:57 | نویسنده : N/sara |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.